جلسه چهارم فقه نظام اقتصادی اسلام

🚩در فقه نظام اقتصادی اسلام، برای پدیده‌ها و موضوعات، از منابع فقهی، احکام فقهی استخراج می شود. بنابراین ابتدا باید موضوعات نظام اقتصادی درست شناخته شود.
🔷موضوع شناسی را می توان در سه سطح انجام داد:
🔸سطح اول- مطالعه یک پدیده بدون لحاظ فلسفه ایجاد و تحولات تاریخی، کارکردها و آثار و پیامدهایش. مثلا بررسی احکام پول، بدون لحاظ انواع پولهای ایجاد شده، فلسفه ایجاد پول و…
🔸سطح دوم- با لحاظ فلسفه ایجاد، تحولات تاریخی، کارکردها و آثار و پیامدها و…
🔸سطح سوم- مطالعه ای از جنس سطح دوم اما با لحاظ این که این پدیده را در نظام اقتصادی جامعه اسلامی تحلیل می کنیم
➖احکام فقه در این سه سطح متفاوت است و حتی ممکن است پدیده ای در سطح اول و دوم مورد بررسی قرار گیرد که در سطح سوم اصلا جایگاهی در نظام اقتصادی اسلام ندارد. نظیر نهاد بانک.

🚩ساختار نظام اقتصادی سرمایه داری:
🔹معتقدیم نظام اقتصادی سرمایه داری، شجره خبیثه: شَجَرَهٍ خَبِیثَهٍ اُجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ اَلْأَرْضِ مٰا لَهٰا مِنْ قَرٰارٍ
🔹نظام سرمایه داری بر مبنای یک تفکر فلسفی و کلامی شکل گرفته است و این گونه نبوده که فقط ارائه بعضی مسائل مورد نیاز به یک دستگاه دانشی بوده باشد.
🔹در ساختار نظام اقتصادی لایه اول مبانی است، بعد هدف، بعد اصول و بعد نوع مالکیت
🔹هر نحله فکری ابتدائا باید تکلیف خودش را با خدا روشن کند.
🔸بعد از انقلاب صنعتی و گسترش دانش، به خاطر تعارض یافته های دانشمندان با معارف کلیسا، مخالفت و دشمنی کلیسا با علم شروع شد. و عملا دانشمندان با کنار گذاشتن دین و کلیسا توانستند علم را گسترش دهند.
🔹وقتی خدا کنار برود، وحی کنار می رود. و تنها حس و تجربه باقی می ماند و مهمترین منابع معرفت بی اعتبار می شوند.
🔸اومانیسم از همین جا شکل گرفت. و در علوم انسانی و حوزه اقتصاد به این نتیجه رسیدند که انسان به دنبال حداکثر کردن منافع مادی شخصی خودش است.
🔹سعادت تابع هدف و برخاسته از مبانی اعتقادی انسان است. انسانی سعادتمندتر است که اهدافش بیشتر محقق شده باشد. پس رفتاری عقلایی است که در جهت تحقق هدف حیات انسان باشد.
🔹بنابر همین بدی و خوبی معنا می شود. هر امری که در جهت تحقق آن هدف و سعادت باشد، خوب است. و هر رفتار و کرداری که در جهت خلاف تحقق آن هدف باشد، غیر عقلایی است.
🔹هر مکتب باید تمام موانع را از سر راه سعادت بردارد. وقتی سعادت را حداکثر سازی منافع مادی فردی تعریف کنیم، اجتماع یک امر موهوم اعتباری می شود.
🔸آدام اسمیت با بیان دست نامرئی سعی کرد به تامین منافع جمع هم بپردازد. او با بیانی اخلاقی سعی در تامین رفاه عمومی داشت.
بعد از او ریکاردو و مارشال با مدل های ریاضی، مکانیزم بازار را طوری تبیین کردند که سر جمع منافع فردی، منافع عمومی جامعه را رقم می زند. وقتی مدل های ریاضی را در اقتصاد وارد کردند، چون اخلاق در ریاضیات جایی نداشت، اخلاق به کنار رفت. تا پیش از اینها اقتصاد علمی توصیفی بود.
🔸اما در عمل دیدند که این گزاره که اگر هر کس به دنبال منفعت مادی شخصی خودش باشد، منافع جمع هم تامین خواهد شد، مخالف با تمام وقایع خارجی است. فقر و بیچارگی و محرومیت و رکود و تورم و رکود تورمی در جامعه گسترش پیدا کرد.
🔸راه حل کینز (بزرگترین تئوریسین نظام سرمایه داری) برای خروج از بحران این بود که باید به مردم بفهمانیم: «بد خوب است، خوب بد است.»
یکی از موانع دیگر دستیابی به حداکثر منفعت مادی شخصی، دین است که در این راه محدودیت ایجاد می کند. یکی دیگر دولت است.
▫️در نظام سرمایه داری برای دستیابی به این هدف به سه اصل: رقابت آزاد، مالکیت خصوصی مطلق و آزادی اقتصادی رسیدند. این اصول مقدس هستند چون در جهت دستیابی به هدف می باشند.
🚩انسان شناسی پایه ای ترین مفهوم اقتصادی است که بر ساختارها، اصول، مالکیت، نهادهای اقتصادی اثر می گذارد. و از همین جا تفاوت مکاتب شروع می شود. به همین خاطر است که می گوییم باید از فقه اکبر شروع کنیم.
🕌در تفکر اسلامی، هدف کم کردن فاصله ی شما با کمال مطلق که خدای متعال است، پس تمام موانع را خود مکتب و خود دین اسلام باید بردارد. در حوزه ی اقتصاد اسراف، اتلاف، تبذیر، ربا خواری … مانع حرکت آزادانه ما به سمت قرب خدای متعال است.
🔘معتقدیم اگر دست نامرئی در اقتصاد وجود داشته باشد، تنها بر اساس ارزش های اخلاقی اسلامی ممکن است.
⚒در تفکرات نظام مارکسیستی نیز ابتدا رابطه شان با خدا را تعریف کردند که اساسا غیر محسوس موجود نیست. بعد بر اساس ماتریالیسم تاریخی، قائل شدند که انسان قبل از ملحق شدن به جامعه، حیوان است. و اصالت را به جامعه دادند.