🔹الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت حقیقتی شبیه به افسانه ها
الگو از نظر من در جهان امروز یک افسانه است. بدین معنا که جهان امروز واقعا بر اساس فکر و نرم افزار مادی دارد معماری می شود و اصلا کسی جرئت ندارد حرف خدا را بزند، البته فعلاً این مسأله ممکن است که من و شما با همدیگر یک گروه سه نفره بزنیم و حرف از خدا بزنیم، اما در ساحت های جدی معماری اجتماعی ممکن نیست بتوانیم به راحتی حرف از خدا بزنیم. ممکن نیست و کسی جرأت آن را ندارد و حالا که کسی این جرأت را کرده است، این شبیه افسانه است. اگر این را ندانیم #العالم_بزمانه نیستیم. فکر مادی‌گرا یک تسلطی دارد که اصلا اجازه نمی‌دهد، یک طوری برخورد می کنند که خودت را می‌بازی، اگر جدّی بگویی خدا، با تحقیر و تمسخر فضای آکادمیک مرسوم مواجه می‌شوی. در ایران هم تازه دارند این آهنگ را ساز می‌کنند.

🔹الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت کانون درگیری ما با علوم انسانی غربی ذاتا مسوم
همین که یک همچین سندی در کشوری در یک نقطۀ حاکمیّتی در سطح کلان ملی دارد نوشته می شود به معنای دقیق کلمه محصول خون شهداست. به معنای دقیق کلمه مداد العلما افضل من دماء الشهداست. الگو صحنۀ اصلی جنگ با علوم انسانی است، اینجا خون ریخته و هیچ بعید نیست اینجا خون بریزند. قانون اساسی از دستشان در رفت. این را معلوم نیست بگذارند به ثمر برسد یا ثمربخش باشد. بدانید از چی باید حراست کرد. دقیقا صحنۀ جنگ است.
اولین بروزات بچه‌های علوم انسانی این بود: این انشا چیست که نوشتید؟!!! سخن شان بدین مضمون بود که باید اینها(دست اندرکاران الگو) را بگیرند و زندانی‌شان بکنند!!! واقعا با این مواجه می‌شوید. نمیدانید درد این آدم چیست. صحنه جنگ با علوم انسانی است ولو آن فرد درگیر، نمازخوان باشد، لکن به عنوان هویت علمی‌اش در جنگ با خداست. این که در آخرالزمان حفظ دین کار دشواری است یعنی همین. می‌توانی نماز و قرآن و ادعیه بخوانی ولی حقیقت دین و شریعت از زندگی تو و دیگران رخت برمی‌بندد.

🔹الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ثمره وادی ایمن ایران اسلامی
ما هیچ کس را در دنیا نداریم که بتواند مثل این سند را بنویسد. لذا می‌گوییم افسانه است. ما در یک جای امن هستیم و این امنیّت را متوجه نمی شویم. در یک جایی هستیم که می توانیم حرف از خدا بزنیم. واقعا انسان این سند را می خواند اشک در چشمانش جمع می شود.
این سند صحنۀ جنگ آرمان، جنگ ارزش و جنگ شریعت است.

🔹الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تبلور مهندسی و پیشوایی دین برای حیات دنیایی بشریت
فراموش نکنیم این بیانات رهبری را :
🔸«#جوهر_اصلى در #مکتب_امام بزرگوار ما، #رابطه_دین_و_دنیاست؛ یعنى همان چیزى که از آن به مسألهى دین و سیاست و دین و زندگى هم تعبیر مىکنند. امام در بیان ارتباط دین و دنیا، نظر اسلام و سخن اسلام را به عنوان مبنا و روح و اساس کار خود قرار داده بود.
دنیا چیست؟ در این نگاه و با این تعبیر، دنیا عبارت است از انسان و جهان. زندگى انسانها، تلاش انسانها، خرد و دانایى انسانها، حقوق انسانها، وظایف و تکالیف انسانها، صحنۀ سیاست انسانها، اقتصاد جوامع انسانى، صحنهى تربیت، صحنهى عدالت؛ اینها همه میدانهاى زندگى است.
اسلام، دنیا را وسیلهاى در دست انسان براى رسیدن به کمال مىداند. از نظر اسلام، دنیا مزرعهى آخرت است.
به این معنا، دنیا میدان اساسىِ وظیفه و مسئولیت و رسالت دین است. دین آمده است تا در این صحنهى عظیم و در این عرصهى متنوع، به مجموعهى تلاش انسان شکل و جهت بدهد و آن را هدایت کند.
لذا دین و دنیا در منطق امام بزرگوار ما مکمل و آمیخته و درهمتنیدهى با یکدیگر است و قابل تفکیک نیست. این، درست همان نقطهیى است که از آغاز حرکت امام تا امروز، بیشترین مقاومت و خصومت و عناد را از سوى دنیاداران و مستکبران برانگیخته است؛ کسانى که زندگى و حکومت و تلاش و ثروت آنها مبتنى بر حذف دین و اخلاق و معنویت از جامعه است.
راهى که ملت ایران در پیش دارد، راه آباد کردن دنیاست. علم را، دانایى را، اقتصاد را، سیاست را، زندگى فردى را، روابط اجتماعى را، برنامههاى کلان جامعه را ـ که اجزاء گوناگون دنیاست ـ باید آباد کرد، پیش برد، رونق داد و آنها را به شکوفایى رساند؛ و همهى اینها در سایهى دین تحقق پیدا خواهد کرد. امام این را به ما آموخت؛ و همین عاملِ دشمنىِ آشتىناپذیر و خصومت کورِ ابرقدرتها با نظام جمهورى اسلامى بود، و امروز هم هست. امروز هم یکى از آماجهاى تهاجم دشمنان ما در سطح تبلیغات جهانى، همین یگانگى دین و دنیاست؛ مىگویند چرا دین را #پیشوا و #مهندس دنیا مىدانید.» (آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی ره، ۱۴/۳/۸۴)

🔹الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نقطه بروز عقلانیت انقلابی و رویکرد نوین انقلاب اسلامی
الگو نقطه بروز رویکرد نوین انقلاب است. اگر چنین رویکردی دارید بایستی در الگو متبلور شود. اگر ندارید که جمع کنید بروید مثل همان غربی‌ها باشید. اگر رویکرد نوین و حرف دارید الگو جایش است.

🔹الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ثمره #نظام_ولایی (نظام امت – امامت)
الگو ثمره نظام ولایی است. آدم گاهی احساس می کند لشگر پیروان علوم مادی انسانی همه جا را فتح کرده‌اند، هر جایی را به صورتی. فقط همین یک جا مانده، این منفذ است، تنها راه نفوذ به نرم افزار این کشور است و اطمینان داشته باشید کسانی هستند که می‌خواهند این منفذ را ببندند. منتظر باشید ببینید اگر الگو جدی شد چه بلایی سر آن می‌آورند. آنها هوشیار و کاملاً جدی هستند.
در تمام زمینه‌ها وا دادیم، تنها یک جا مانده و همین یک دانه است، و این هم #ثمره_نظام_ولایی است، با فشارهای مستقیم حضرت آقا دارد می آید وسط، با سر و صدا و تشکیل مرکز و از این دست کارهای ایشان.
الگو، بعد از قانون اساسی و در سطح قانون اساسی جزو کارهای ویژه ماست.
این الگو ثمره نظام ولایی است. یک کار فاخر این طوری و به واسطه و پشت گرمی آقا دارد صورت می گیرد و جایگاه محکمی دارد و باید جایگاهش را محکم کنیم. این که شروع کنیم مسخره کردن مرکز و از این دست کارها نتایج خوبی ندارد. متوجه صف آرایی که نباشید اشتباه می کنید. نمی فهمی و آن میدانی که آقا برایت درست کرده را خراب می‌کنی. گاهی به نظر می‌رسد ما اصلا نمی دانیم کی قهر کنیم، سر چی قهر کنیم؟
الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت یک سوال خوب است. عصارۀ دانایی حوزه را به خاطر این سؤال می شود کشید. هر چقدر می فهمیم باید وسط بیاوریم. الگو کارش این است که تمام حکمت حوزه را بمکد ، آنجا ثبت کند و بشود فردا. این فردای ماست. اگر فرداها بیشتر از این فهمیدیم پنجاه سال دیگر ویرایش می کنیم.

🔹نقش و وظیفه حوزه نسبت به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
حوزه نسبت به الگو دو کار سرنوشت‌ساز می تواند انجام بدهد:
اول اینکه در تدوین الگو بیشترین مشارکت را داشته باشد.
و دوم اینکه در تبدیل الگو به گفتمان سنگ تمام بگذارد. چون سنگی نخواهد بود که جلوی الگو نیندازند.
کاری که ما باید بکنیم این است که یک لشکر آگاه تمدن خواه اسلامی راه بیندازیم. همین حدی که الان نوشته شده می تواند این کار را بکند و بناست ما به این حد قانع نشویم. نکند یک فهمی باشد و در الگو نیامده باشد!!

🔹نقش و وظیفه جمع های طلبگی نسبت به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
اول، آشنایی کامل، سند را به طور کامل خوانده و مسلط شویم، مستنداتش را بخوانیم، تاریخچه اش را بخوانیم، افراد اصلی دست اندرکار را آشنا بشویم، آشنایی کامل با الگو اولین گام است.

کار دوم ما قطعا معرفی است. الگو را معرفی کنیم. اگر خودمان مسلط بشویم، می تراود، این کار را برایت می کند، هر چه که بکنی ربطش را با الگو می فهمی، تا کارهای بسیار سازمان یافته برای معرفی الگو را میتوان دومین گام برای الگو دانست.

کار دیگر مشارکت علمی برای همین ویرایشی که حضرت آقا مطالبه دارند. و به طور کل اتفاقی که باید بیفتد فهمیدن نحوۀ ادارۀ کشور است. یعنی الگو بهانه بشود بیاییم در تراز بحث های این طور که مثلا این پول ها از کجا می آید، بودجه‌ریزی در کشور چگونه است. گره های راهبردی نظام چیست و مواردی از این دست… .

🔹راهکارهای دشمنان الگو برای مقابله با آن
۱٫ یکی از کارهایی که احتمال می‌رود که بکنند این است که بگویند حالا بنویسید می گذاریم در کوزه آبش را می‌خوریم. ضمانت اجرایی ندارد، کمی ضمانت اجرایی دارد که آن را هم آب می بندیم زیرش. اگر بشود مورد بی اعتنایی قرار بگیرد خیلی خوب است. خیلی از اسناد را کنار گذاشتند و اجرا نمی کنند، در باره الگو هیچ دولتی حق ندارد یک همچین غلطی بکند. کی می تواند این را تضمین بکند؟ به خود دولت هابسپاریم؟ اصلاً، حوزه باید وظیفه ی خودش را اینجا بداند، حوزه باید بگوید که اگر من هیچ کار درخور و اساسی برای این انقلاب خونین نکردم، این یک دونه کار را انجام می دهم، من نمی گذارم الگو زمین بماند.

۲٫ اگر بتوانند دخالت کنند یک چیز دیگر بشود این الگو. ما باید با چشم های خودمان ببینیم که دارد سالم پیش می رود. اینکه بگوییم نه آقا حواسش هست را نگویید، همه چیز را گردن آقا نیندازید.

۳٫ یکی دیگر از حمله ها مسخره کردن الگوست. سندنویسی را مسخره کنند. بگویند مدل درست اداره جامعه این گونه نیست.

۴٫ یا بگویند اسناد بین المللی هست بروید مشارکت کنید شما هم یک عقل هستید در این دنیا، یک عقلانیت عمومی هست و اسناد بین المللی هست دیگر، چه مرگتان است؟! این چهارمین هجمه است.

۵٫ قرار دادن الگو در مقابل قانون اساسی. بگویند سند، دیگر چیست؟ قانون اساسی داریم دیگر.

۶٫ در هر شرایطی روایی سند را ببرند زیر سوال: مثلا می گویند اصلا این سند علمی نیست. یا اسلامی بودنش را خدشه کنند، که اصلاً اسلامی نیست و فلسفی است. جمعی از بزرگان حوزه را برانگیزانند که اصالت اسلامی الگو را زیر سوال ببرند

۷٫ از لحاظ حقوقی نمی گذارند جایگاه پیدا کند. اصلا یعنی چی که از الآن یک تصمیم پنجاه ساله بگیرید؟ مگر شما حق داری؟ کلا ده بیست سال حق داری؟ اگر واقعا دموکراسی است باید بعد از بیست سال دوباره سند نوشته شود. نسل عوض می شود.