فکر لازم است

برای کارهای بزرگ چه چیز لازم است؟ بی‌تردید کارهای بزرگ عزم‌های بزرگ می‌خواهد. بی‌تردید حرکت‌های بزرگ اجتماعی به نیروهای پیشرو و پایه احتیاج دارد. مطمئناً حرکت‌های بزرگ به صبر و استقامت نیازمند است، منتهی باید این را باور کنیم که تحولات بزرگ انسانی به تغذیۀ فکری متفاوت احتیاج دارد. ما نیروهای مذهبی و انقلابی در این باره دچار سهل‌نگری و ساده‌انگاری هستیم.

«کارهای بزرگ از ایده‌پردازی آغازمی‌شود.»

(مقام‌معظم‌رهبری حفظه‌الله‌تعالی،۲۵ ر ۲ ر ۱۳۸۶)

به همین جهت مقام‌معظم‌رهبری حفظه‌الله‌تعالی معتقدند انقلاب اسلامی ایران که یک حادثۀ محیرالعقول و رستاخیز بزرگ انسانی ـ اجتماعی و یک حقیقت ویرایشگر برومند است نیازمند فکر و اندیشه است و ما در این زمینه داریم کوتاه می‌کنیم.

«ما ملت ایران، انقلاب بسیار بزرگى کردیم. عظمت این انقلاب، خیلى زیاد است … همه‏ى دنیاى استکبار و طغیان و جاهلیت یک طرف و این انقلاب طرف دیگر. واقعه‏ى خیلى مهمى اتفاق افتاده است و در خودش این کفایت را مى‏بیند که به مصاف تمام طغیان و کفر جهانى برود. … این انقلاب، با این عظمت و ابعاد و آثار عملى، از لحاظ ارایه‏ى مبانى فکرى خودش، یکى از ضعیف‏ترین‏ و کم‏کارترین انقلاب‌ها و بلکه تحولات دنیاست.» 

(مقام‌معظم‌رهبری حفظه‌الله‌تعالی ۷/۹/۱۳۶۸)

برای این که بتوانیم این کار را انجام دهیم به ذهن‌های نیرومند و صاحبان افکار بلند احتیاج داریم.

«یک جامعه بدون دارا بودن استخوان‌بندی‌‌‌هاى ذهنىِ قوى، در حرکت جهانى نخواهد توانست از سربالایی‌هاى دشوار و پیچ‌هاى سخت عبور کند. بنابراین، جامعه همچنان که به بدنه‌ى فکرى نیاز دارد، به نقطه‌ى ممتاز فکرى هم نیاز دارد … بنابراین، منهاى این‌که ما بخواهیم غیرنخبه را مورد تغافل قرار دهیم، باید براى نخبگان، حسابى باز کرد.»   

(مقام‌معظم‌رهبری حفظه‌الله‌تعالی ۳/۷/۸۱)

و معتقدند اصل تحقق انقلاب نیز از این قاعده مستثنا نبود و بدون ارائۀ یک فکر قوی ممکن نبود بتوان انقلاب را به راه انداخت و به پیروزی رساند.

«یک نهضت بزرگ اگر بخواهد در میان مردم پا بگیرد؛ جا پیدا کند؛ با قبولِ نخبگان و زُبدگان جامعه مُواجه شود، باید حرف و سخن نو به صحنه بیاورد و داشته باشد. با شعار مردم را چهار صباح می‌شود در صحنه نگه داشت؛ اما مبارزه‌ی بنیانی را با صِرف شعارهای سطحی و پوک ـ که در دهان بعضی‌ها می‌بینید ـ نمی‌توان راه انداخت، بلکه برای آن مبارزه و در صحنه نگه داشتن مردم، فکر لازم است؛ برای پشتوانه‌ی حرکت عظیم مردمی، یک سد و تکیه‌گاه مستحکم فکری لازم است. امام بزرگوار نهضت ما توانست این تکیه‌گاه مستحکم فکری را از اسلام استخراج کند»

(مقام‌معظم‌رهبری حفظه‌الله‌تعالی ۱۸/۳/۱۳۸۲)

و امام عزیز ما با اندیشه‌ای که ارائه کرد توانست این ملت مظلوم را از زیر چکمۀ استکبار جهانی بیرون بکشد و به اوج عزت برساند.

«امام بزرگوار با مکتب سیاسیِ خود بود که توانست طلسم دیرپای استبداد را در این کشور بشکند. … راز موفقیت امام در مکتبی است که عرضه کرد و توانست آن را به‏طور مجسم و به صورت یک نظام، در مقابل چشم مردم جهان قرار دهد. البته انقلاب عظیم اسلامی ما به‏دست مردم به پیروزی رسید و ملت ایران عمق توانایی‏ها و ظرفیت فراوان خود را نشان داد؛ اما این ملت بدون امام و مکتب سیاسی او قادر به چنین کار بزرگی نبود.»                      

(مقام‌معظم‌رهبری حفظه‌الله‌تعالی ۱۴/۳/۸۳)

بلکه امام نقش یک محیی را داشت. او با فهم متفاوت و نقش‌آفرینی‌های ممتاز اجتماعی این مردم و این فرهنگ و این آئین و سرمایه‌های ارجمند انسانی ـ اجتماعی ما را احیا کرد.

«اگر نظام جمهورى اسلامى و این انقلاب بزرگ و جهانى را، و رستاخیز عظیمى که در دنیا به وجود آمده، و رستاخیز عظیمترى که در درون انسانها پدید آمده، و این تحولى که مسها را طلا کرده است، کلمه‌ى طیبه و شجره‌ى طیبه بدانیم ـ که هست ـ ریشه‌ى این شجره‌ى طیبه، همین‌شخصیت عظیمى است که همه چیز از او رویید. او بود که این درخت مبارک را رویاند. او همه چیز بود، و اگر نبود، ما هیچ چیز نداشتیم.در گذشته، همین ایران و ملت و موقعیت جغرافیایى و همین فقه و قرآن و نهج‌البلاغه بود؛ اما در واقع چیزى نداشتیم و روزبه‌روز عقب‌تر مى‌رفتیم و بیشتر بر سرمان مى‌خورد و شخصیت ما هضم مى‌شد. بعد که او پدید آمد و قدم در صحنه گذاشت، مثل وجودى که ماهیات را هستى و تحقق مى‌بخشد، و مثل خورشیدى که مى‌تابد و اشیا را آشکار مى‌کند، و مانند روحى که به کالبدى دمیده مى‌شود و اجزاى آن را زنده مى‌سازد، ما را زنده و نمایان کرد و به حرکت درآورد؛ آن‌وقت ارزش جغرافیایى و تاریخى و فرهنگ گذشته و قرآن و نهج‌البلاغه و ملت ما احیا شد و به کارمان آمد.»

(مقام‌معظم‌رهبری حفظه‌‌الله‌تعالی،۲/۴/۱۳۶۸)

امام کلید حل مشکلات تاریخی و عصری این کشور بود و هنوز هم هست.

«او کلید بود. او ریشه‌ى این درخت محسوب مى‌شد. این ریشه باید محفوظ بماند. اگر این نظام از ریشه‌ى خود ـ یعنى از امام عزیز (ره) ـ جدا شود، مثل درختى است که «اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ.»(ابراهیم،۲۶)؛ یعنى از روى زمین آن را ارّه کرده باشند و بین تنه و ریشه‌ى آن فاصله انداخته باشند. ممکن است چهار روزى هم نمود و هیکلى داشته باشد، اما سرنوشتش معلوم است: دیگر رابطه‌ى حیاتى و تغذیه‌یى بین این دو نیست.»

(مقام‌معظم‌رهبری حفظه‌‌الله‌تعالی،۲۸/۴/۱۳۶۸)

و امام منبع اصلی و الهی سخن انقلاب بود و هنوز هم هست.

«این واقعیت (انقلاب پیروز اسلامی)، ساخته و پرداخته‌ى دست معمار بزرگ است. … آنچه در اختیار ملت ایران و در معرض دید و فکر ملت‌ها در سراسر عالم است، ساخته و پرداخته‌ى آن دست توانا است. ما براى اینکه راه را درست برویم، باید نقشه‌ى معمار را بدانیم. … نقشه‌ى او نقشه‌اى نبود که فقط از ذهن انسان صادر بشود، قطعاً مؤیدمن‌عندالله بود؛ خود امام بزرگوار این را می‌دانست و به آن معترف بود؛ خود او می‌گفت آنچه پیش آمده است با دست قدرت الهى است و درست فهمیده بود و چشم بصیر و بیناى او درست دیده بود. ما مواظب باشیم؛ آن نقشه را بشناسیم تا بتوانیم راه را ادامه بدهیم. اگر نقشه را ندانستیم، زاویه پیدا می‌کنیم؛ وقتى زاویه پیدا شد، روزبه‌روز هرچه پیش برویم، از راه اصلى و صراط مستقیم دور می‌شویم؛ وقتى از صراط مستقیم دور شدیم، از هدف‌ها دور می‌شویم، به هدف‌ها نمی‌رسیم.»

(مقام‌معظم‌رهبری حفظه‌الله‌تعالی ۱۴/۳/۹۳)